تبليغاتX
چو ایران نباشد تن من مباد
وبگاهی درباره ی اندیشه های ایران کهن

به جمشید بر، گوهر افشاندند / مر آن روز را "روز نو" خواندند

سر سال نو هرمز فرودین / بر آسود از رنج تن، دل ز کین

بزرگان به شادی بیاراستند / می و جام و رامشگران خواستند

چنین جشن فرخ از آن روزگار / به ما ماند از آن خسروان یادگار (فردوسی بزرگ)

 

به باور پارسیان در این روز جهان هستی یافت و آفرینش آغاز گردید (ابوریحان بیرونی)

گویند که در این روز به فرمان یزدان آفتاب از سر برج بره برفت و تاریکی از روشنایی جدا گشت و شب و روز پدیدار شد و آن آغازی شد بر تاریخ جهان را (نوروزنامه- خیام)

نوروز، فرخنده جشن زمین و آسمان و آدمیان است. در این روز آسمانیان با زمین و باشندگانش دیداری تازه میکنند، و زمین همراه با آمدن مهمانان آسمانی، خویشتن را نوزایی میکند، و چه روزی از این روز برای ارمغان دادن شادی بهتر؟ در جشن نوروز سه نمود ستاره شناسی، آیینی و میهنی برجسته اند. از دیدگاه ستاره شناسی، این روز برابر است با هنگامی که خورشید بر روی مدار استوا جای میگیرد و روز و شب برابر است، روزی که طبیعت از خواب زمستانی بیدار میشود و زندگی نو آغاز میکند. در نوروز است که پیروزی نیکی و روشنایی بر تاریکی و بدی در چهره ی نمادین رخ میدهد.  روزی که آفرینش در زیباترین چهره خود آشکار میشود. انسان کهن میکوشید تا با بازسازی آنچه خدایان در آغاز آفرینش انجام داده بودند، خویشتن را با خدایان و پهلوانان و افسانه های خویش یگانه سازد و با بزرگ پنداری خویش روبروی ترسی که از ناچیزی خود در برابر نیروهای طبیعی داشت به ریشه ی خدایی خود بازگردد. به گمان انسان کهن، آنچه در "مِه جهان (گیتی- هستی)" رخ میداد، در "کِه جهان (جهان آدمیان)" نیز رخ میداد. او همه ی پدیده های جهان را دارای جان و روان می انگاشت و آنچه او را به ستایش و نیایش وا میداشت روان و جان جهان بود. بازگشت روانی انسان به خدایی خویش همراه با آیینهای ویژه ای انجام میپذیرفت که بسیاری از آنها در ایران کنونی هنوز انجام میشود، آیینهایی همچون:

1.      پاکسازی خویشتن و پیرامون و رفتن به سر مزار مردگان:

     بر اساس باور ایرانیان کهن، فروهرهای نیاکان به هنگام گاهنبار هَمَسپَتمَدَم یعنی 5 روز آخر سال به زمین فرود می آیند و از همین روست که گیاه میروید و شکوفه و گل و برگ پدیدار میشود. در این روزها فرورها در شادی و خوشی خانواده انباز میشوند و مدت ده روز مهمان خانواده خود هستند.

    «فرَوَشی های نیکِ توانایِ پاکِ اَشَونان را میستاییم که هنگام "هَمَسپتمدم" از آرامگاه های خویش به بیرون شتابند و ده شب پیاپی برای آگاهی یافتن در زمین به سر برند (بند49- فروردین یشت- جلیل دوستخواه)»    آنان هیچگاه خانواده ی خود را فراموش نمیکنند و علاوه بر آنکه هرگاه فراخوانده شوند به یاری خانواده میشتابند، سالی یکبار نیز گروهی بر زمین می آیند. در این روزها باید خانه پاک باشد. در خانه و خاندان آشتی پابرجا باشد و از این رو همه افراد خانواده در هنگام نوروز باید در آشتی و آرامش باشند، زیرا اگر چنین نباشد و خانه پر از اندوه و غم باشد، مهمانان آسمانی دیری در آن خانه نمیپایند و ناخشنود از خاندان میروند و برکت از خانواده بریده میشود.

2.      به راه افتادن دسته هایی با سیماچه های سیاه چون آیین حاجی فیروز:

نوروز جشن گیهانی زایش انسان است. در این زایش هر چه شمار مردمان افزایش گیرد، نیروی اورمزدی بیشتر خواهد گشت و نیروی اهریمن شکست خواهد یافت. از این رو یاران اهریمن در پیکره های گوناگون، با چهره های ناطبیعی و ترس آور خود برای جنگ و ستیز و برای جلوگیری از زایش مردمان به روی زمین می آیند. در این جنگ انسان از پشتیبانی اورمزد و فروهرهای پدران برخوردار است و در پسین روزهای سال در هَمَسپَتمَدَم گاه، نیروهای اهریمن به چهره ی جانوران شگفت آفریده، اژدهاهای بزرگ، دیوان شاخدار و غولان پدیدار میشوند و در برابر آنها فروهرهای پدران و قهرمانان میهنی پدیدار میشوند. جشنواره "نیماسپ"(1) که هنوز در برخی از شهرها و روستاهای ایرانی روایی دارد بازمانده ی جشنهای کهن ایرانیان درباره ی این نبرد کیهانی است.

3.      پدید آمدن نبردهای پهلوانانه چون کشتی و بازیهایی چون خروس جنگی:

 برگزاری مسابقه های ورزشی همگانی در گذرگاه های شهری و روستایی، از آیین‌هایی است که در برخی      از کشورها هنگام نوروز برگزار می‌شود. در ترکمنستان، مردان و زنان ترکمن، بازیها و سرگرمی‌های ویژه‌ای چون سوارکاری و کشتی، پرش برای گرفتن دستمال از بلندی و شترنج برگزار می‌کنند. برپایی خروس جنگی وشاخ زنی ‌قوچها از دیگر آیینهایی است که در ترکمنستان برگزار می‌شود. در استان‌های شمالی افغانستان نیز بازی بُزکشی در نوروز برگزار می‌شود.

ایرانیان باستان از نوروز به عنوان "ناوا سرِدا" یعنی سال نو یاد می‌کردند. چنین به دیده می آید که جشن فروردین جشن دینی ایرانیان شمالی بوده است که گاهواره ی آیین زرتشت است و آیینهای اوستایی در آنجا بیشتر روایی داشته است. اما ایرانیان جنوبی یعنی هخامنشیان جشن نخستین روز سال را در مهرماه میگرفتند و آن را فغکان مینامیدند. واژه ی "سال" برگرفته از واژه ی sareda ایرانی کهن در چم سرد است و از این روز آغاز آن در آغاز فصل سرد یعنی مهرماه بوده است. به همین شَوَند است که نوروز در گویشهای میانه ی ایرانی "نوسرد" و در ارمنی "نَوَسرد" گفته میشود. گویا در زمان ساسانیان که خود جنوبی ولی به سنتهای شمالی و اوستایی بیشتر علاقه داشتند، جشن دیدنی فروردین در پاره ی جنوبی ایران زمین بزرگ روایی و شکوه یافت. مردمان ایرانی آسیای میانه نیز در زمان سغدیان و خوارزمشاهیان، نوروز را "نوسارد" و "نوسارجی" به معنای سال نو می‌نامیدند.

کوروش بزرگ،  نوروز را در سال ۵۳۸ پیش از زایش مسیح، جشن میهنی خواند. دیگر شاهان هخامنشی نیز در این روز در تالار آپادانا بار همگانی میدادند. نمایندگان کشورهای خارجی، استادان، گروه های گوناگون، به پیشگاه شاه بار می یافتند، پیشکش میدادند و ارمغان میگرفتند. داریوش بزرگ در نوروز هر سال به پرستشگاه بابل میرفت و دست ایزد بابلی را میگرفت. شاهان ساسانی نیز نوروز را با شکوه فراوان جشن میگرفتند. برگزاری نوروز در این دوران دست کم شش روز به درازا می‌کشید و به دو دوره ی "نوروز کوچک" و "نوروز بزرگ" بخش می‌شد. نوروز کوچک یا نوروز همگانی پنج روز بود و از یکم تا پنجم فروردین گرامی داشته می‌شد و روز ششم فروردین – خردادروز- جشن نوروز بزرگ یا نوروز ویژگان برپا می‌شد.  در هر یک از روزهای نوروز همگانی، طبقه‌ای از طبقات مردم - دهقانان، موبدان، رزمیاران، پیشه‌وران و نژادگان- به دیدار شاه می‌آمدند و شاه به سخنان آنها گوش می‌داد و برای گره آن چاره ای می اندیشید و دستوری میداد. در روز ششم، تنها نزدیکان شاه به پیشگاه وی می‌آمدند. از آیینهای نوروز یکی این بود که پادشاه با جامه ی ابریشمی در بارگاه مینشست و موبدان موبد با سینی بزرگی که در آن نان و سبزی، شراب، انگشتر، شمشیر، دوات و خامه و ... بود با اسب و باز به پیش شاه میرفت و شادباش میگفت: "شاها به جشن فروردین به ماه فروردین، آزادی گزین بر داد و دین کیان، سروش آورد تو را دانایی و بینایی و کاردانی، دیر زیوی با خوی هژبر، شاد باش به تخت زرین، انوشه خور به جام جمشید و آیین نیاکان، در همت بلند باش، نیکوکاری و داد و راستی نگاه دار، سرت سبز و جوان چون خوید، اسبت کامکار و پیروز به جنگ، تیغت روشن و کاری به دشمن، بازت گیرا و خجسته به شکار، کارت راست چون تیر، سرایت آباد و زندگی بسیار باد"

همچنین، اردشیر بابکان بنیان گذار سلسله ساسانیان، در سال 230 زایش مسیح از دولت روم خواست تا نوروز را در این کشور رسمی بشناسند. این درخواست را سنای روم پذیرفت و نوروز در روم به Lupercal معروف شد.

پس از چیرگی تازیان نیز در برخی زمانها جشن نوروز با شکوه برگزار میشد. عمر بن عبدالعزیز خلیفه اموی و معتضد عباسی در این روز به پیروی از سنت ساسانیان لباس زربفت میپوشیدند و بر تخت مینشستند. همچنان با روی کار آمدن سلسله‌های سامانیان و آل بویه جشن نوروز با گستردگی بیشتری برگزار ‌شد. نوروز در زمان صفویه نیز برگزار می‌شد. در سال 1597، شاه عباس صفوی آیین نوروز را در کاخ نقش جهان اصفهان برگزار نمود. اکبرشاه نیز در هندوستان در سال 1584 نه تنها جشن نوروز و مهرگان را با شکوه هرچه بیشتر جشن گرفت و گاهنامه ی ایرانی با نام های فروردین، اردیبهشت را جانشین نام ماههای اسلامی کرد. پادشاهان عثمانی نیز نوروز را جشن میگرفتند.

جشن نوروز از خاور تا پاکستان، بنگلادش، مغولستان و ترکستان چین، بوتان، نپال، تبت ، و از باختر تا مصر و زنگبار و سودان و از شمال تا قزاقستان، تاتارستان، سراسر قفقاز تا آستراخان، آسیای کوچک و بالکان رفت. امروزه جشن‌هایی مشابه جشن نوروز در چین و مصر برگزار می‌شود. در تاریخ ۳۰ مارس ۲۰۰۹ (10 فروردین 1388)، پارلمان فدرال کانادا، نخستین روز بهار هر سال را با سرنام نوروز (Nowruz Day)، جشن میهنی ایرانیان و بسیاری اقوام دیگر نامگذاری کرد. در تاریخ 24 فوریه 2010 سازمان ملل متحد با تصويب يک قطعنامه در جایگاه سازمان در نيويورک، جشن نوروز را با سرنام "روز بين المللي نوروز و فرهنگ آشتی در جهان" رسمی کرد.

نوروز ستیزندگانی نیز دارد، آنان که اندیشه های میهنی را همستار با سودمندیهای خود میپندارند. امام محمد غزالی در کیمیای سعادت سفارش میکند که: ایرانیان جشن نوروز و سده را نگیرند!  چراغانی نکنند! جامه ی نو نپوشند! حتا سوگواری کنند تا آیین مجوس از میان برود!  حکومت کمونیستی شوروی نیز برای سالها تا زمان گورباچف از برگزاری نوروز در تاجیکستان، ترکمنستان و قرقیزستان جلوگیری میکرد؛ با این حال مردم این کشورها با هزار ترفند آیین نوروز را برگزار میکردند. در زمان چیرگی طالبان بر افغانستان همچنین مردم حق برگزاری جشن نوروز را نداشتند.    

.......................................................................................................................................

(1)   جانوری اسطوره ای که بر و سینه ی آدمی و سر و پای اسب دارد

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم اسفند 1388ساعت 13:39  توسط یه آریایی  | 

 

         « میترا »  

                     زاد روزت خجسته بادا  

                    (جشن یلدا فرخنده باد)

 

باز هم خبرهایی از میترا میشنویم و اکنون در شب زاد روزش

میترای مهر افزای کیست؟  آنکه چراگاه های پهناور دارد و همیشه چهارچشمی  نگاهبان پیمان های آدمیان است کیست؟  او که هر روز همراه با گردونه اش از فراز کوه هرا برزئیتی "البرز" (حرا؟) به سوی زمین فراخنا در حرکت است، او که هزاره هاست با ماست.

مهر (میترا) خدای باستانی اقوام هند و ایرانی است که در روزگار پیش از زرتشت نزد پیش کاران روحانی خود، "کرپن" ها و همچنین نزد نخژیک (عوام) مایه آبرویی بیشینه داشت. کرپن ها با کمک کوی ها (کیانیان) که جنگاوران نظامی بودند نیروی برتر هاژه (جامعه) ی آن روزگار بودند. زندگانی مردمان در آن روزگار بر پایه ی گله داری میگذشت، ازین رو رمه و گله در اقتصاد مردم جایگاه بسزایی داشت.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم آذر 1387ساعت 19:36  توسط یه آریایی  | 

 

 

                                                                              

                           جستاری در شناخت شاهنامه (۱)

 

برای شناخت کار بزرگی که فردوسی در به انجام رساندن شاهنامه کرده است افزون بر بازشناسی شعر وی و هنرمندیهایی که در آن به کار برده، دریافتن پندها و حکمت های جاری در داستانهای شاهنامه بسیار مهم تر است. بر آنم در بخش هایی که زین پس در وبگاه خود میگذارم تا جایی که توانایی آن را دارم به بیان پیچیدگی های حکمت و شعر شاهنامه بپردازم، باشد که روان آن سترگ مرد ازین اندک کار خشنود گردد.   نهفته پندهایی که از داستانهای زیر بر میگریم چیست؟

 .........................................                

پرسش 1. در داستان "ضحاک ماردوش و جمشید"، ضحاک برای کشتن جمشید وی را با اره دو نیم میکند.      ؟؟؟  

پند ۱. "دین"  با  "دولت" گردآمدنی نیست  

 جستار::: جمشید همان شهریار ایران است که پس از رساندن جهانیان به رامش و شکوه، « منم گفت با فره ی ایزدی ... همم شهریاری همم موبدی» جمشید نخستین کسی است که دین را با دولت می آمیزاند. این رویداد در زمان گشتاسب شاه، ساسانیان، و همچنین در زمان صفوی باز روی میدهد و جالب آنکه در پایان هر سه دوره از سوی بیگانگان به ایران تازش میشود. پند ره یافته به این داستان این است که هر گاه دین و دولت با هم آمیخته گردد ( دیانت عین سیاست شد) تنها چاره ی رهایی ازین "بد رسمی" جدایی آن دو از هم است، ضحاک پس از به چنگ آوردن جمشید در دریای چین با دو نیم کردن جمشید در واقع نیمه ی شهریاری اش را از نیمه ی موبدی وی جدا میکند.. در این داستان فرار جمشید به دریای چین (مجاز از دورترین جای دسترس)  گویای آنست که گسستن دین و دولت از هم (سکولاریسم) به هر روی رویدادی اجتناب ناپذیر است.

  .......................................

                                                       


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1387ساعت 16:48  توسط یه آریایی  | 

 

     احمدشاه مسعود     

یازدهم (۱۱) شهریورِ برابر با ۵۵مین سالگرد زایش مسعود میهن خجسته باد

 احمدشاه مسعود ملقب به شیر پنجشیر از فرماندهان و مجاهدین افغان بود که سالها با ارتش شوروی سابق که افغانستان را اشغال کرده بود جنگید و پس از آن هم درگیری‌های نظامی‌ای هم با گروه طالبان داشت. وی روز ۱۸ شهریورماه ۱۳۸۰ برابر نهم سپتامبر سال ۲۰۰۱ میلادی، بر اثر انفجار انتحاری دو تروریست عرب مظنون به ارتباط با شبکه القاعده که خود را خبرنگار معرفی کرده بودند، در خواجه بهاوالدين ولايت تخار در کشور افغانستان کشته شد. احمدشاه مسعود فرزند سرهنگ دوست محمد خان در ۱۱ سنبله (11 شهریور) سال 1332هجری شمسی مطابق به 2دسامبر 1953 میلادی در ده جنگلک شهرستان پنجشیر زاده شد.پدر احمد شاه مسعود سرهنگ دوست محمد از افسران ارتش افغانستان در دوران پادشاهی محمدظاهرشاه بود. مسعود سالهای آغاز کودکی را در زادگاهش دره پنجشیر گذراند. در پنج سالگی به مدرسه بازارک رفت .دوران دبیرستان و پیش دانشگاهی را در مدرسه استقلال به پایان رساند و در سال ۱۳۵۲ با شرکت در امتحان کنکور وارد دانشکدهٔ مهندسی پولی تکنیک گردید. در نوجوانی علاقه زیادی به ادامهٔ تحصیل در دانشگاه نظامی از خود نشان می‌دهد. اما به توصیه دوستان پدرش که دل ناخوش از نظام عسکری و نارضایتی از عدم کفاف معاش و شکایت از روزگار داشتند، تشویق به ادامهٔ تحصیل در دانشکده‌های پزشکی یا (مهندسی) می‌گردد. و زمانی که یکی از دوستان جوانش عمارت زیبای پولیتخنیک کابل را نشانش می‌دهد، علاقمندی ورودش را به آن دانشگاه کتمان نمی‌کند و به این ترتیب وارد دانشکده مهندسی پولیتکنیک کابل می‌شود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم شهریور 1387ساعت 21:14  توسط یه آریایی  | 

 

تحویل سال 87 در آرامگاه کوروش بزرگ چه گذشت؟

 

امسال نیز مانند پارسال تحویل سال را در آرامگاه کوروش بزرگ گذراندیم....

لحظه ای شیرین و به یادمانندی در کنار آرامگاه ابرمردی آریایی به نام کوروش....

به شرح واقعه میپردازم:::

از اقصا نقاط ایران آمده بودند...........

از اصفهان.... من اسپنتمان به همراه فرشوشتر، آرش، بردیا، رستم، کامیار، حسین، ارشک، بابک، مجید، محمد و ...      

از تهران..... آریانا، جواد، پوریا و گروهی از جوانان زرتشتی با فرنام اشویی که در بین آنها چهره های آشنایی چون آرش فره وشی، بهمن و بانو نگار دیده میشدند. و همچنین دوست خوبم آرش جهانشاهی  

از اهواز کاوه و بسیاری از عزیزان که با نام و مکانشان آشنایی ندارم

در جلوی آرامگاه سفره نوروزی را برپا کردیم ،،،  با سرود "ای ایران" سال ۸۶ را به دست ۸۷ دادیم.... ببراز بزرگ مرد آرامگاه دعایی دلنشین خواند که بر همه گوارا  آمد

بیش از این سخن را به درازه نکشانم. این بود اندک سخنی از لحظاتی سترگ

به امید حضور همه ایرانیان در آرامگاه در نوروز سال ۸۸                                                          

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم فروردین 1387ساعت 16:53  توسط یه آریایی  | 

 

لحظه ی تحویل سال را در

 

آرامگاه «کوروش بزرگ» خواهیم گذراند

 

«««««هموطنان به ما بپیوندید»»»»»

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم اسفند 1386ساعت 20:59  توسط یه آریایی  | 

   بزرگداشت "کوروش بزرگ" در دانشگاه اصفهان

         کوروش بزرگ 

 ۷ آبان برابر با ۲۵۴۵ مین سال صدور اعلامیه حقوق بشر 

  به دست کوروش بزرگ بر همه بشردوستان فرخنده باد    

     

!!!!!!!برای اولین بار در دوران جمهوری اسلامی!!!!!!!

در روز ۷ آبان دانشجویان دانشکده ادبیات دانشگاه اصفهان طبق فراخوانی از تمامی دانشجویان دانشکده های دانشگاه اصفهان خواستند که در ساعت ۱۵/۱۲ با حضور در تالار صائب تبریزی دانشکده ادبیات در همایش" کوروش بزرگ ذوالقرنین قرآن" شرکت جویند. مسئولان ظرفیت ۲۰۰ نفر را پیش بینی کرده بودند ولی پس از برگزاری همایش حدود ۵۰۰ نفر در پشت درهای بسته ماندند. همایش با خواندن کلماتی چند از قرآن شروع شد. و سپس        «سر زد از افق مهر ................................»

بعد تفسیری چند از کلام الله در سوره ی کهف و در آخر به کوروش بزرگ پرداختند.

قرار بود اندیشمند بزرگ "باستانی پاریزی" هم بیایند که نیامدند.

سخنران اول بعد از کلی تعارف تیکه پاره کردن به بررسی شخصیت کوروش پرداخت...

سخنران دوم نیز به بررسی واژگانه ی کوروشیان پرداخت.....

و خبری از باستانی پاریزی نشد... مجریان برنامه کلی تپق زدندی.. و دست آخر مجری گفت: !!!جوایزی!!!! برای تشکر از اساتید محترم آماده شده که به آنها تقدیم میگردد.

با تمامی این تفاسیر این حرکت را به فال نیک گرفته و همی فریاد زنیم :::

جاوید یاد کوروش بزرگ

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم آبان 1386ساعت 18:36  توسط یه آریایی  | 

 زرتشت بزرگ    ایرانیان سال (۸۷) را سال "زرتشت بزرگ" میدانند   زرتشت بزرگ    

                        زرتشت    

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم مهر 1386ساعت 20:40  توسط یه آریایی  | 

    کسروی          احمد کسروی             کسروی             

   

هشتم (۸) مهرماه، سالروز به دنیا آمدن "احمد کسروی" محقق و نویسنده ی بزرگ تاریخ معاصر بر همه ایرانیان خجسته باد

   احمد کسروی تبریزی (۸ مهر ۱۲۶۹، ۲۰ اسفند ۱۳۲۴) تاریخ‌نویس، زبانشناس و

 پژوهشگر ایرانی بود. دو کتاب او به نام‌های تاریخ مشروطهٔ ایران و تاریخ هجده‌سالهٔ

آذربایجان از مهم‌ترین آثار مربوط به تاریخ جنبش مشروطه‌خواهی ایران است و هنوز

(در سال ۲۰۰۶ میلادی) به آنها استناد می‌شود.

در کتاب آذری یا زبان باستان آذربایجان کسروی، برای نخستین بار این نظریه را مطرح کرد که زبان تاریخی منطقهٔ آذربایجان ایران زبانی از خانوادهٔ زبانهای ایرانی بوده‌است و زبان ترکی آذربایجانی بعداً در آن منطقه رایج شده‌است.

وی با توجه به قراین تاریخی نام زبان را آذری دانست.این نظریه هنوز مخالفانی میان قوم‌گرایان دارد اما در نزد زبان‌شناسان به صورت عام پذیرفته شده‌است.                            

کسروی در مدتی پس از رفتن به تهران عبا و عمامه‌اش را کنار گذاشت و در عدلیه استخدام شد  بعد از مدتی به خوزستان منتقل شد و مدتی بعد از عدلیه برکنار شده و وکیل دعاوی شد.    

      کودکی           در عدلیه          کتاب           در عدلیه


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه ششم مهر 1386ساعت 21:47  توسط یه آریایی  | 

                                                                                          2

   ۲۲ مرداد هشتاد و یکمین (۸۱) سالروز به دنیا آمدن "فیدل کاسترو" مبارز بزرگ  یاد بادا

 

 

 وی در سال ۱۹۵۹ و بعد از ۲ سال جنگ چریکی در کوه های سیرا ماستترا کوبا به همراه ۲۸۰ نفر توانست ارتش سی هزار نفری ژنرال باتیستا را به زانو در آورد                                                                        

  فیدل اکنون در ۴۸مین سال حکمرانی بر کوبا به سر میبرد 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386ساعت 20:38  توسط یه آریایی  | 

   4  ارنستو !!!!  یادت تا ابد جاوید 4

                                                                                

امروز ۲۴ خرداد سال ۱۳۸۶ برابر است با ۷۹مین سالگرد تولد "ارنستو چه گوارا" چریک مبارز و آزادیخواه آرژانتینی است.7  5

ارنستو در ۱۴ ژوئن سال ۱۹۲۸ در آرژانتین به دنیا آمد. روحیه ی ماجراجوی وی از همان ابتدا برای همگان تعجب آور بود تا آنجا که وی در سن ۲۲ سالگی به همراه دوستش آلبرتو گرانادا مسافرتی را به دور آمریکای جنوبی آغاز کرد.وی در اواخر دهه ی شصت در مکزیک با فیدل کاسترو آشنا شد و همین آشنایی آینده ی افسانه ای او را رقم زد.ارنستو به دلیل استعدادش در ارتش چریکی فیدل به درجه ی فرماندهی رسید.

6      8

ارتش ۲۸۰ نفری فیدل با همراهی دهقانان پس از دو سال بر ۳۰هزار نظامی تحت کنترل دیکتاتور باتیستا پیروز شد و انقلاب کوبا به ثمر نشست. 1

پس از آن ارنستو به سمت ریاست بانک مرکزی کوبا و رئیس صنعت کوبا هم برگزیده شد. ولی این عناوین روحیه ی پرشور او را ارضا نمیکرد. به همین دلیل پس از مدتی برای ایجاد انقلاب در کشور فقیر بولیوی عازم آن کشور شد.وی پس از ۹ ماه جنگ چریکی در ۹ اکتبر ۱۹۶۷به دست نیروهای آمریکایی-بولیوی کشته شد.3

پس از این واقعه ارنستو چه گوارا به عنوان نماد مبارزه جوانان انقلابی در آمد.....

ژان پل سارتر درباره ی وی میگوید: ارنستو بزرگترین انسان عصر ما بود                 2            10                9

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم خرداد 1386ساعت 13:8  توسط یه آریایی  | 

 

 تحویل سال در آرامگاه کوروش بزرگ چه گذشت؟

 با درود بر کسانی که با پیوستن به ما لحظه ی تحویل سال را در آرامگاه کوروش بزرگ سپری کردند....                                                                                 همانطور که قول داده بودیم لحظه ی تحویل سال را به همراه تنی چند از گرامی یاران در آرامگاه کوروش بزرگ سپری کردیم. گرانمایه دوستانی همچو  آرش - آریانا - فرشوشتر - ببراز ـ میدیوماه ـ رستم ـ کریم ـ جواد - خانواده هایی از لرستان و تمامی دوستانی که سال کهنه را با حضور گرم و پرمهر خود در فضای بسیار سرد مقبره بدرقه کردند و سال نو را از دستان کوروش بزرگ تحویل گرفتند.

و اما چه گذشت؟؟؟؟؟؟؟؟

 ۲۹/۱۲/۱۳۸۵

پس از حضور پرشور بسیاری از هموطنانمان درهای محوطه ی آرامگاه در ساعت ۶ بعد از ظهر به رسم هر روز بسته شد. من شخصا به دنبال مسئول حراست آرامگاه بودم تا برای گذراندن لحظه ی تحویل سال در آنجا با مشکلی رو برو نشویم. پس از چند ساعت دوندگی به دنبال تنی چند از مسئولان حراست به سمت جایگاه مسئول اصلی آن یعنی آقای قلعه نوعی هدایت شدم. ولی ایشان همانطور که از کسوت تمام مدیران حزب اللهی کشور بر می آید در جایگاه خود حضور نداشتند و تلاشهای چند ساعته ی ما برای گرفتن اجازه از ایشان بی نتیجه ماند. در ضمن هر گونه تلاش برای نفوذ به درون آرامگاه با توجه به حراست غیر ممکن تلقی می شد. ازین رو تصمیم گرفته شد تا در فاصله ی ۱۰۰ متری آرامگاه و در بیرون از محوطه منتظر تحویل سال ۲۵۶۶ شویم. در ساعاتی پیش از تحویل سال و در هوایی بسیار سرد سفره ی ۷ سین را مهیا کردیم. ولی هنوز چیزی کم بود. آری آتش آن عنصر پاک زرتشت. اندک اندک و با زحمتی بسیار چوب جمع کردیم .......

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم فروردین 1386ساعت 21:13  توسط یه آریایی  |